<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener("load", function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <iframe src="http://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID=10737248&amp;blogName=iranian-joke&amp;publishMode=PUBLISH_MODE_BLOGSPOT&amp;navbarType=SILVER&amp;layoutType=CLASSIC&amp;homepageUrl=http%3A%2F%2Firanian-joke.blogspot.com%2F&amp;blogLocale=en_US&amp;searchRoot=http%3A%2F%2Firanian-joke.blogspot.com%2Fsearch" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no" frameborder="0" height="30px" width="100%" id="navbar-iframe" title="Blogger Navigation and Search"></iframe> <div></div>

261- تركه مي خواسته چشماي بچش عسلي شه؛ تخماش روهفت دقيقه ميندازه توآبجوش!

262- قزوينيه دنبال يه بچه ميكنه، آخر سر تو يه كوچه بن بست گيرش مياره، بهش ميگه: بالام جان! سه تا كار ميتوني بكني: اول اينكه بال در بياري پرواز كني، دوم اينكه آب بشي بري تو زمين، سوم اينكه دستات رو بگذاري رو زمين توكل به خدا كني!

263- رشتيه اسم دخترش رو ميگذاره مين، ازش ميپرسن: آخه اين ديگه چجور اسميه؟ ميگه: ميخوام كسي نپره روش!

264- قزوينيه داشته تو يك خرابه يه پسره رو ميكرده، يهو ماشين كميته سرمي‌رسه. افسره بهش ميگه: پدرسوخته! داري چه غلطي با بچه مردم مي‌كني؟! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه: به تو چه، داداشمه!

265- تركه ميخواسته بچش دو قلو در بياد، رو كيرش تشديد ميذاره!

266- به تركه ميگن يه دختر پاك و معصوم و نجيب سراغ داري؟ ميگه: آره، شبي هفت تومن!

267- قزوينيه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع مي‌شن، ميگن: حاج آقا، وصيتي نداري؟ قزوينيه با حال زار ميگه: بالام‌جان..اوهو...‍وصيت مي‌زنم...اوهو..اوهو... بعد ازمرگم...اوهو...جسدم رو بسوزونيد...ازش پودر بچه درست كنيد!

268- روي دروازه قزوين نوشتن: پشت‌گرمي شما مايه دلگرمي ماست!

269- يه جاهله وايستاده بوده جلوي آينه داشته كيرش رو نگاه ميكرده، به زنش ميگه: به به! اگه دو سانت بزرگتر بود ديگه شاه فرنگ بودم! زنش ميگه: اگه دو سانت كوچكتر بود كه ملكه فرنگ بودي!

270- مزاحمه زنگ ميزنه خونه يه بابايي، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: آره، ميگه: پس بي‌زحمت بكنيدش تو كونتون! چند روز بعد دوباره زنگ ميزنه خونه همو ن بابا، دوباره ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو مياد تيز بازي دربياره، ميگه: نه! مزاحمه ميگه: اَااا... پس از تو كونتون درش بياريد؟!

271- يه روز خانم معلمه سر كلاس از بچه‌ها ميپرسه: شما چي دوست دارين؟ مريم ميگه: من گل دوست دارم. فريبرز ميگه: من ماشين دوست دارم، عبود ميگه: من كون دوست دارم! خانم معلمه شاكي ميشه ميگه: فردا جاسم باباي عبود بياد مدرسه. فردا جاسم مياد، خانم معلم ميگه: ديروز عبود سر كلاس يه حرف خيلي زشت زد. جاسم ميگه: اي بابا! چي گفته؟ معلمه ميگه: من روم نميشه بگم. جاسم اصرار ميكنه، تا بالاخره خانم معلمه با خجالت ميگه: ديروز سر كلاس گفت: من كون دوست دارم! جاسم ميگه:‌ها ولك! خانم معلم خيلي ببخشيد، من خيلي شرمندم، بچس ديگه، كس نديده!

272- به تركه ميگن: خسته نباشيد. شاكي ميشه،‌ ميگه: حالا اگه خسته باشم ميخواي چي كار كني؟ ساك ميزني؟!

273- به تركه ميگن تا حالا قارچ خوردي؟ ميگه: نه ولي يه بار جرخوردم!

274- تركه دو تا جنده ميكنه، پولشونو نميده، آبشو قطع مي‌كنن!

275- تركه و رشتيه ميرن جنده‌خونه. اول رشتيه ميره تو، وقتي مياد بيرون ميگه: نه بابا، زن خودمون بهتره! بعد تركه ميره تو، وقتي مياد بيرون ميگه: آره بابا! زن تو خيلي بهتره!

276- يه روز سر كلاس عربي يه دختره و پسره به نوبت اجازه ميگيرن ميرن دستشويي. بعد از نيم ساعت ازشون خبري نميشه معلمه يكي رو ميفرسته كه يك سروگوشي آب بده. بعد از چند دقيقه پسره كه رفته بوده خبر بياره برميگرده. معلمه با عصبانيت ازش ميپرسه: چي شد، چرا اينقدر لفت دادي؟! پسره هول ميشه به عربي ميگه: لنگُ الزينب مَشرقتاً و لنگها آخر مَغربتاً! اصغر هي دَخََلَ هي خَرَجَ!

277- يه يارو يه سيب اختراع ميكنه ميره اداره ثبت كه اختراعشو ثبت كنه. مسوول اونجا بهش ميگه: بابا سيب رو كه تو اختراع نكردي، خدا خلق كرده. يارو ميگه: اين سيب من با سيبهاي معمولي فرق داره، شما بيا يه گاز به اين سيبه بزن. مسئوله يكم ميخوره ميگه: ا... اينكه مزه پرتقال ميده! يارو ميگه: حالا سيب رو بچرخون اون ورش رو گاز بزن. گاز ميزنه ميگه: اين كه مزه موز ميده! يارو يه سيب ديگه ميده ميگه اينو امتحان كن. اونم هر طرفش مزه يجور ميوه ميداده، رئيسه حال ميكنه ميگه: كاشكي يه سيب اختراع كرده بودي كه مزه كس بده! يارو سريع يه سيب در مياره ميگه اينو امتحان كن. ياروميخوره ميگه: اَه اَه.... اين كه مزه گه ميده! يارو ميگه: نه نه بچرخونش!

278 رشتي مياد تهران بچه‌دار مي‌شه، اسم بچه‌شو مي‌ذاره هديه تهراني!

279يه اصفهاني وسط ميدون امام حسين منتظر تاکسي بود. يه تاکسي نگهداشت اصفهاني گفت: آقا دو قدم کرج 100 تومن! راننده تاکسي که جاهل بود گفت: قدمت رو گنده بر ندار... کونت جر مي خوره!

280- تركه هفت تا پسر داشته. يك بار همه پسراش با عروساشون اومده بودن تبريز يك چند روزي ديدنش. شب اول همشون تو اتاق خوابيده بودن، يهو پسر بزرگه كيرش راست ميكنه ترتيب زنشو بده! هرچي زنه ميگه بابا اينجا دست از سر ما وردار، جلو فاميلت آبرومون ميره، پسره قبول نميكنه و ميگه: تو پاشو به هواي آب خوردن برو سر يخچال، تو نورش نگاه كن ببين همه خوابن يا نه! زنه پا ميشه ميره و برميگرده ميگه آره همه خوابيدن پسره هم ديگه امون نميده و يالله مشغول ميشه! بعد از يك نيم ساعت پسر دومي كيرش راست مي‌كنه كه يك حالي بكنه، ‌خلاصه اونم خانوم رو مي‌فرسته سر يخچال تا چك كنه ببينه همه خوابن يا نه، و خلاصه تا صبح همين برنامه رو هر هفت تا پسر با زناشون پياده ميكنن (البته با كمك يخچال)! صبح كه ميشه همه دور هم جمع ميشن صبحونه بخورن، تركه ميگه: ديشب خيلي خوب خوابيدم ولي از تشنگي مُردم! همه ميگن: خب باباجان ميرفتي سر يخچال آب ميخورد?! تركه ميگه: والله ديدم هر كي رفت آب بخوره تا صبح گاييدنش خايه نكردم!


صفحه اصلي

جوک سرا

تالار گفتگوی جوک سرا

كسب درامد تضميني از اينترنت

دوست يابي

فروشگاه اینترنتی سایت مسبی
محصولات بهداشتی و پزشکی
برای دسترسی به هر کدام کلیک کنید
اسپری جنسی ویگا
صابون اليزا
کمربند لاغری سونا پلاس اصل
كمربند لاغري سونا بلت اصل
اسپری تاخیری لارگو
كرم لاغري موضعي
تست ايدز-اچ آي وي-HIV
pb ادكلن
ژل مردانه چهار كاره
صابون افزايش قدرت جنسي آقايان
قطره واژينال
حلقه ويبراتور + كاندوم وياگرا با بوي
ميني ماساژور صورت
كرم ضد جوش حلزون
ژل حجم دهنده باسن
اسپري حجم دهنده سينه جگوار
ژل چهار كاره جنسي زنان
اسپري جنسي رومتانتيك