<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener("load", function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <iframe src="http://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID=10737248&amp;blogName=iranian-joke&amp;publishMode=PUBLISH_MODE_BLOGSPOT&amp;navbarType=SILVER&amp;layoutType=CLASSIC&amp;homepageUrl=http%3A%2F%2Firanian-joke.blogspot.com%2F&amp;blogLocale=en_US&amp;searchRoot=http%3A%2F%2Firanian-joke.blogspot.com%2Fsearch" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no" frameborder="0" height="30px" width="100%" id="navbar-iframe" title="Blogger Navigation and Search"></iframe> <div></div>

101- مايكل جوردن شب كريسمس دعا ميكنه كه: خدايا چي ميشد من هم سفيد بودم، هم هميشه لاي پاي دخترا؟! صبح پا ميشه ميبينه شده نوار بهداشتي!

102- خرگوشه تو جنگل ميمونه رو ميبينه ميگه: به به آقا ميمونه! چي كارا ميكني؟! ميمونه ميگه: هيچي! اين ورو نگاه ميكنيم، اون ورو نگاه ميكنيم،‌ آقا شيره رو ميكنيم! اين حرف ميرسه به گوش شيره، ميگه: الان ميرم دهنش رو ميگام! ميره پيش ميمونه ميگه: به به آقا ميمونه! چي كارا ميكني؟! ميمونه ميفهمه هوا پسه، ميگه: هيچي قربان، ‌اينورو نگاه ميكنيم،‌ اونور رو نگاه ميكنيم،‌ كس ميگيم!

103- از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه: اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!

104- تركه هر شب خواب مدونا رو ميديده،‌ ولي تا ميومده ترتيبش رو بده از خواب ميپريده! ميره دكتر ماجرا رو تعريف ميكنه، دكتره ميگه: مشكلي نيست، اين قرصها رو برات مينويسم، ازين به بعد ديگه ازين خوابا نميبيني. تركه ناراحت ميشه، ميگه: نه آقاي دكتر! بي زحمت يه دوايي به من بدين كه از خواب نپرم و بتونم كارم رو بكنم! دكتره هم يه دوايي براش مينويسه و يارو ميره. فرداش تركه شاكي برميگرده مطب دكتره، دكتره ميپرسه: ديشب چي شد؟ بالاخره كارتو كردي؟! تركه شاكي ميگه: آقاي دكتر توام با اين دوا نوشتنت! ديشب آرنولد اومده بود به خوابم ميخواست ترتيبم رو بده، هر كاري كردم نتونستم بيدار شم!

105- جاهله داشته از خيابون رد ميشده، يهو پاش پيچ ميخوره ميفته رو يك زنه، همونجا دراز به دراز ولو ميشه. زنه هي تقلا ميكنه از زيرش بياد بيرون، زورش نميرسه، جيغ ميزنه: پاشو مرتيكه نكبت، هيكلت رو از رو من جمع كن! جاهله هم ميگه: نميشه آبجي، تا پليس نياد كروكي بكشه، من تكون نميخورم!

106- كابويه تو صحرا گير كرده بوده داشته از گرسنگي ميمرده،‌ با خودش ميگه من اينجا زنده برم بيرون خيليه،‌ كير ميخوام چي كار؟! چاقو رو در مياره كه كيرش رو ببره، يه دفعه يه صدايي از آسمون مياد: هي جو! من جاي تو بودم بيشتر فكر ميكردم! يارو پيش خودش ميگه: راست ميگه، بالاخره مردي گفتن، چيزي گفتن!دو سه روز ميگذره ديگه گرسنگي خيلي بهش فشار مياره، بازم ميخواد كيرش رو ببره كه بازهمون صدا مياد. دوباره منصرف ميشه. چند روز ميگذره ديگه داشته ميمرده از گرسنگي،‌ مهلت نميده كه صداهه چيزي بگه، كيرش رو ميكنه و ميخوره! بعد صداهه مياد كه: كس خل! مگه نگفتم بيشتر فكر كن؟! حداقل ميگذاشتي شق ميكردي كه دو وعده بخوري!

107- ميدوني فرق كير خر با اتوبوس دو طبقه چيه؟!...نه؟! پس بپا اشتباه سوار نشي!

108- تهرانيه و تركه و رشتيه داشتن در باره دختراشون با هم حرف ميزدن، تهرانيه ميگه: من دو هفته پيش تو جيب دخترم سيگار پيدا كردم، تا اون موقع اصلاً خبر نداشتم كه دخترم سيگار ميكشه. رشتيه ميگه: اي بابا! من اون هفته توكيف دخترم قوطي ودكا پيدا كردم! تا اون موقع اصلاً نميدونستم كه دخترم عرق ميخوره!! تركه ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست! من ديشب تو كيف دخترم كاپوت مصرف شده پيدا كردم! تا اون موقع اصلاً نميدونستم كه دخترم كير داره!

109- دختره تو مهدكودك از خانوم مربيش ميپرسه: خانوم محمدي، دختر هيجده ساله بچه دار ميشه؟! مربيه ميگه: آره. دختره هم سرشو تكون ميده ميره پي بازيش. بعد از ده دقيقه دوباره مياد ميپرسه: دختر چهارده ساله چي؟! معلمه تعجب ميكنه ميگه: آره شايد بشه، واسه چي ميپرسي؟ دختره ميگه: همينجوري، و ميره پي بازيش. يك ربع بعد دوباره برميگرده، ميپرسه: بچه پنج ساله چي، بچه دار ميشه؟! معلمه كف ميكنه، ميگه: نه عزيزمن، تو اصلاٌ با اين حرفها چيكار داري؟! يهو يكي از پسرا از عقب داد ميزنه: ديدي بچه ننه! نگفتم خطري نداره؟!

110- تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!

111- زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن،‌ چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟! يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي!

112- قزوينيه داشته تو خونش ترتيب بچهه رو ميداده،‌ بچهه هم حين عمل داشته با گلهاي قالي بازي ميكرده. ‌قزوينيه شاكي ميشه،‌ ميزنه تو سر بچه ميگه: بالام جان، دل به كار بده!

113- استاد زيست شناسي داشته آلت جنسي مرد رو توضيح ميداده، ميگه: اين آلت مثل زايده ايست كه به بدن مرد چسبيده، جاسم جان لطفاٌ بيا اينجا براي كلاس تشريح كن. جاسم خان هم كه از قضا عرب بوده مياد پاي تخته و ميكشه پايين. استاده يك نگاهي ميكنه، ميگه:...بله همونطوري كه گفتم، جاسم زايده ايست كه به اين آلت چسبيده!

114- رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه‌ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه‌هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه‌هاشو برد!

115- عربه ميخواسته بره دوبي، موقع تفتيش تو فرودگاه دست مامور گمرگ ميخوره به كيرش. يارو اهل بخيه بوده فكر ميكنه عربه داره دلار خارج ميكنه، ميگه بگذار يوخده تيغش بزنيم. يك چشمك به عربه ميزنه، ميگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه ميگه: نه ولك، طوله!!!

116- زنه ميره پيش كشيش محلشون، ميگه: پدر من يك مشكل بزرگ دارم! كشيشه ميگه: مشكلت چيه فرزندم؟ زنه ميگه: پدر من دو تا طوطي ماده دارم كه فقط بلدن يك جمله بگن، اونم اينه كه: ‹سلام، ما دو خيلي حشرييم! ميخواين با هم يك حالي بكنيم؟!!› من هركار از دستم برميومده كردم، ولي اين دوتا اين عادتشون رو ترك نميكنن. كشيشه كف ميكنه، ميگه: والله راه حلي به ذهنم نميرسه، ولي من يك دوستي دارم كه چندتا پرنده داره، شايد اون بتونه مشكلت رو حل كنه. خلاصه كشيشه ميره با دوستش مشورت ميكنه و قرار ميشه كه طوطيا رو بيارن بگذارن تو قفس طوطي نر دوستش كه يارو بهش ياد داده بوده انجيل بخونه و خيلي پرهيزكار بوده، بلكن طوطياي خانم به راه راست برگردن! خلاصه طوطيا گمراه رو ميگذارن تو قفس طوطي پرهيزگار، طوطي لاشيا ميبينن گوشه قفس يك طوطي نشسته با عينك ته استكاني داره با صداي بلند انجيل ميخونه! خلاصه كف ميكنن ولي به روي خودشون نميارن و دوباره شروع ميكنند همون جمله هميشگيشون رو تحويل ميدن كه: سلام، ما دو خيلي حشرييم! ميخواي با هم يك حالي بكنيم؟! اينو كه ميگن، طوطي نره انجيلش رو ميبوسه آروم ميگذاردش زمين، يك نگاهي به بهشون ميكنه، ميگه: سبحان الله! بالاخره خدا دعاهامو مستجاب كرد!

117- به قزوينيه ميگن زن رو تعريف كن، ميگه: بالام جان، زن حجميست زائد كه فضاي اطراف كان رو اشغال كرده!

118- زنه ميره دكتر زنان، ميگه: آقاي دكتر اين شوهر من يك بند نق ميزنه كه تو خيلي گشادي، شما لطفاٌ منو يك معاينه كنيد بهش بگيد بيخود حرف نزنه! خلاصه زنه آماده ميشه و دكتره ميره يك نگاه ميكنه، ميگه: اَااه! خوب بيچاره شوهرتون حق داره!.... بيچاره شوهرتون حق داره!! زنه خيلي ناراحت ميشه، ميگه: آقاي دكتر، حالا حتماٌ بايد دوبار ميگفتين؟! دكتره ميگه: خانم به خدا من يك بار گفتم... دفعه دوي انعكاس صدام بود!

119- رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوفايي كردم!

120- تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر، اين كير ما چندوقته خيلي درد ميكنه! دكتره ناراحت ميشه، ميگه: عزيز من، اين چه طرز صحبت كردنه؟! آخه قباحت داره! نگو كيرم، بگو عضوم. تركه يك نگاهي به دكتره ميكنه، ميگه: آقاي دكتر يك مرتبه بفرماييد كه ما دوساله تو كتابخونه محل كيريم ديگه!


صفحه اصلي

جوک سرا

تالار گفتگوی جوک سرا

كسب درامد تضميني از اينترنت

دوست يابي

فروشگاه اینترنتی سایت مسبی
محصولات بهداشتی و پزشکی
برای دسترسی به هر کدام کلیک کنید
اسپری جنسی ویگا
صابون اليزا
کمربند لاغری سونا پلاس اصل
كمربند لاغري سونا بلت اصل
اسپری تاخیری لارگو
كرم لاغري موضعي
تست ايدز-اچ آي وي-HIV
pb ادكلن
ژل مردانه چهار كاره
صابون افزايش قدرت جنسي آقايان
قطره واژينال
حلقه ويبراتور + كاندوم وياگرا با بوي
ميني ماساژور صورت
كرم ضد جوش حلزون
ژل حجم دهنده باسن
اسپري حجم دهنده سينه جگوار
ژل چهار كاره جنسي زنان
اسپري جنسي رومتانتيك